۲۹ دی ۱۴۰۴، ۹:۱۸

جعل تاریخی در شبکه نمایش خانگی؛ افول نقش خانواده در هویت‌سازی

جعل تاریخی در شبکه نمایش خانگی؛ افول نقش خانواده در هویت‌سازی

یک فعال حوزه خانواده گفت: ضعف نظام آموزشی و جعل تاریخ، هویت نوجوانان را نشانه رفته است و باید به نقش محوری خانواده در هویت‌سازی توجه ویژه شود.

خبرگزاری مهر، گروه جامعه؛ در سال‌های اخیر، هویت‌یابی نسل نوجوان و جوان به یکی از چالش‌های اساسی فرهنگی و اجتماعی بدل شده است. به باور بسیاری از کارشناسان، ضعف در انتقال مؤثر میراث تاریخی و ارزش‌های اصیل ایرانی-اسلامی از طریق نظام آموزشی و رسانه‌ای، همراه با تهاجم گسترده فرهنگی محصولات رسانه‌ای بیگانه و بعضاً معاند، زمینه‌ساز شکل‌گیری هویت‌های سردرگم، التقاطی و حتی معارض با مبانی فرهنگی جامعه شده است. در این میان، نقش محوری خانواده به‌عنوان نخستین و تأثیرگذارترین نهاد تربیتی، در معرض فرسایش و غفلت قرار گرفته است.

زهره حسنی، فعال حوزه زنان و خانواده در کفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تأثیرات عمیق و گسترده تولیدات رسانه‌ای و ضعف‌های نظام آموزشی، بر لزوم بازتعریف و تقویت هویت ایرانی-اسلامی تأکید کرد.

این فعال حوزه زنان، با بیان مثال‌هایی عینی از تولیدات شبکه نمایش خانگی، به تحلیل تأثیر این آثار بر ذهنیت مخاطب، به‌ویژه نوجوانان، پرداخت و بیان کرد: در برخی سریال‌های تاریخی پخش شده از شبکه‌های نمایش خانگی در دهه گذشته، مانند شهرزاد، می‌خواهم زنده بمانم و تاسیان، تصویری خاص از تاریخ معاصر ارائه شده است. در روزهای اخیر، گاه شاهد هستیم که تعدادی از افراد در نسل جدید، شعارهایی می‌دهند که حاکی از یک درک عمیق و جانبدارانه از دوره‌ای تاریخی مانند پهلوی است، درحالی که این افراد نه آن دوره را درک کرده‌اند و نه لزوماً والدینشان آن را به طور کامل تجربه کرده‌اند.

وی افزود: این پرسش مطرح است که این نسل چگونه به چنین باوری رسیده است؟ از منظر اجتماعی، اولین نهاد شکل‌دهنده هویت، خانواده است. به نظر می‌رسد هویت تاریخی این فرد مخدوش شده؛ یک جعل تاریخی برایش انجام شده و تصورش از گذشته تاریخی خودش تغییر یافته است. در این میان، مادر به عنوان کسی که غالباً کنترل کننده مصرف رسانه‌ای در خانواده است، نقش حلقه واسط هویت‌سازی را ایفا می‌کند. مادر، محور انتقال هویت فرهنگی به خانواده است.

جعل تاریخی در شبکه نمایش خانگی؛ افول نقش خانواده در هویت‌سازی

هویت ایرانی-اسلامی؛ دغدغه‌ای دیرینه و امروزی

حسنی با اشاره به اینکه سال‌هاست بر موضوع هویت ایرانی-اسلامی و هویت نوجوانان تأکید می‌شود، خاطرنشان کرد: متأسفانه امروز شاهدیم این موضوع هم در سیستم آموزشی و هم در ساختار سینمایی کشور دچار اختلال و خدشه شده است. مدتی است موج پهلوی‌ستایی در فضای سینمایی شکل گرفته است. سریال‌هایی مانند شهرزاد به سال‌های ۱۳۲۰ یا ۱۳۳۲ می‌پرداخت و سریال‌هایی مانند می‌خواهم زنده بمانم و تاسیان به سال‌های پایانی حکومت پهلوی و آستانه انقلاب. اگرچه این آثار در قالب ملودرام‌های احساسی بودند، اما در نهایت می‌توانستند این نتیجه‌گیری را در مخاطب ایجاد کنند که انقلاب اسلامی حرکتی بیهوده و ناشی از احساسات یا تحت‌تأثیر جریان‌هایی مانند کمونیسم بوده است و این پیام، سال‌هاست به طور مستمر تکرار می‌شود.

وی در مقایسه با تصویر ارائه شده از گروهک‌هایی مانند مجاهدین خلق در سینما و تلویزیون گفت: درباره مجاهدین خلق نیز چندین فیلم و سریال مانند ضد، ماجرای نیمروز، امکان مینا و ارمغان تاریکی ساخته شد. اما امروز اگر در کف جامعه بپرسید، می‌بینید که مردم نسبت به مجاهدین خلق نظر منفی دارند، اما این اتفاق درباره دوره پهلوی به آن شکل رخ نداده است.

جعل تاریخی در شبکه نمایش خانگی؛ افول نقش خانواده در هویت‌سازی

علل تأثیرگذاری متفاوت روایت‌های تاریخی

این کارشناس حوزه خانواده، در پاسخ به این سؤال که چرا سریال‌های موفقی مانند کلاه پهلوی یا معمای شاه که با هزینه‌های گزاف و با روایت تاریخی صحیح ساخته شدند، نتوانستند همان تأثیر عاطفی و ماندگار را ایجاد کنند، تحلیل خود را اینگونه ارائه داد: این سریال‌ها اگرچه از نظر تاریخی غالباً درست بودند و به موضوعات مهمی پرداختند، اما اولاً از زمان ساختشان سال‌ها می‌گذرد و نوجوان امروز ممکن است با آنها آشنا نباشد. ثانیاً، بار احساسی و عاطفی آنها به اندازه سریال‌هایی مانند تاسیان نبود. به ویژه معمای شاه که بیشتر حالت یک داکیودرام یا مستند تاریخی داشت تا یک سریال داستانی جذاب برای خانواده. روایت صرفاً تاریخی، اگر با جذابیت‌های دراماتیک و عاطفی همراه نباشد، تأثیرگذاری کمتری بر مخاطب عام، به ویژه نسل جوان، دارد.

فرهنگ، همان میراث معنایی است که در یک نسل باقی می‌ماند و از طریق زبان به نسل بعد منتقل می‌شود

حسنی دو رکن اصلی شکل‌دهی هویت تاریخی و فرهنگی را سیستم آموزشی و رسانه دانست و نقش خانواده را محوری خواند و گفت: هویت تاریخی از دو مجرای اصلی تغذیه می‌شود که هر دو نیز مسئولیتی برای خانواده و به ویژه پدر و مادر ایجاد می‌کنند. مجرای اول، سیستم آموزشی و آموزش و پرورش است. مجرای دوم، رسانه است. اما سهم تعیین‌کننده نیز بر عهده خانواده، به‌ویژه پدر و مادر است. پرسش اینجاست که سرانه مطالعه والدین چقدر است که بتوانند این میراث معنوی را به نسل بعد منتقل کنند؟ فرهنگ، همان میراث معنایی است که در یک نسل باقی می‌ماند و از طریق زبان به نسل بعد منتقل می‌شود. والدین به عنوان ریشه‌های خانواده وظیفه دارند این هویت فرهنگی را انتقال دهند.

وی ادامه داد: اکنون این پرسش مطرح است که این حلقه‌های انتقال کجا مخدوش شده که نوجوان ۱۰ تا ۱۵ ساله ما ممکن است درگیر شعارهایی شود یا به سختی بتواند هیجانات خود را کنترل کند؟ مهم‌ترین خدشه‌ای که در ساختار فکری این نوجوان ایجاد شده، بحث هویت است. در فضای رسانه‌ای، این هویت از طریق سینما و شبکه نمایش خانگی شکل گرفته، اما ما ضعف شدیدی در تولیدات رسانه‌ای مناسب برای کودک و نوجوان داریم. چرا نتوانسته‌ایم تاریخ را به زبان کودکان و نوجوانان بیان کنیم؟ نوجوان امروز شدیداً به بازی‌های رایانه‌ای (گیم) یا موسیقی پاپ کره‌ای (کی‌پاپ) گرایش دارد. وقتی جای خالی فرهنگ بومی خالی بماند، فرهنگ کره‌ای می‌آید و آن را پر می‌کند. این نوجوان در جست‌وجوی سبک زندگی و هویت است و فضای فرهنگی داخلی ما برای او خالی است.

الگوی گذشته و راهکارهای حال

این فعال اجتماعی با یادآوری الگوی پیش از انقلاب گفت: قبل از انقلاب، سیستم آموزشی و رسانه‌ای حاکم، فاسد بود، اما خانواده‌ها حتی اگر بی‌سواد هم بودند، وقتی می‌دیدند تربیت دینی یا هویتی فرزندشان در مدرسه مخدوش می‌شود، خودشان در خانه اقدام می‌کردند. فاصله‌گذاری با فرهنگ فاسد، فرستادن بچه‌ها به کلاس‌های قرآن محله یا مطالعه دسته‌جمعی رساله‌های عملیه در خانه، نمونه‌هایی از این جبران بود. به عبارت دیگر، والدین از زیر بار هویت‌سازی شانه خالی نمی‌کردند. مساجد نیز بسیار فعال بودند و خانواده‌ها به آنها رجوع می‌کردند.

حسنی با اشاره به ظرفیت‌های موجود افزود: خوشبختانه در سال‌های اخیر، به ویژه پس از حوادث سال ۱۴۰۱، شاهدیم برخی مساجد برنامه‌های ویژه‌ای برای کودکان و نوجوانان آغاز کرده‌اند. این اتفاق خوبی است اما باید تقویت شود. رونق مجدد اعتکاف‌ها در سال‌های اخیر نیز تا حدودی از همین جذب نوجوانان در طول سال نشأت می‌گیرد. این اقدامات گرچه دیرهنگام اما ضروری است.

کد خبر 6723712

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • ۱۰:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
      17 76
      جای تاسف است عده قلیلی به اسم هنرمند و در اصل به خاطر پول و هوس های ناهنجار خودشان و خصوصا در فضای محازی با خودنمایی و پوشش بسیار کریه و صد تاسف الگوی نا هنجار بجه های ما میشوند
      • یا زهرا(س) ۱۶:۳۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
        2 6
        حق باشماست اگه وزارت ارشاد با جدیت به سینمای خانگی برخورد می کرد ،هیچوقت ولنگاری رواج پیدا نمی کرد .جوانان و بچه ها چشمشون به پوشش و برخورد بازیگرهاست (البته اینها بازیگر نما هستند)
    • ۱۱:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
      22 4
      میخواهم زنده بمانم مربوط به اواخر دهه ۶۰ دوره بعد از جنگ بود نه اواخر دوره پهلوی و اصلا ربطی به بحث نداشت